محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

546

خلاصة الحكمة ( فارسى )

شدّت وجع و امّا تشنّج ، براى عصبانيت عضو . و امّا آن چه در مفاصل باشد ، به سبب كثرت حركت بطىء القبول است براى اصلاح . و براى فضايى كه مىباشند نزد مفصل [ كه ] آن ، فضايى است كه مستعدّ است براى انصباب مواد به سوى آن . [ تتمه ] : و چون بول و براز و نفث و عرق و غيرها ، از دلائل و علامات كلّيهء دالّه بر احوال بدنيه بر صحّت و مرض و حالت متوسّطهء ثالثه‌اند و ليكن دلالت نبض بر احوال قلب اقوى است - زيرا كه آن ، عبارت از حركت انقباضى و انبساطى اوعيهء روح حيوانى است كه شريان باشد و شريان ، خادم و آلت قلب است در جذب نسيم بارد براى ترويح به حركت انقباضى و دفع بخار دخانى حار از آن به حركت انبساطى و نيز براى رسانيدن روح قلبى حيوانى به جميع بدن ؛ پس حركت آن تابع حركت قلب است در قوّت و ضعف و ساير حالات . و « 1 » بول [ هم ] دالّ بر احوال كبد است - به جهت آن كه فعل كبد ، احاله و گردانيدن غذا است [ به ] كيموس و ظاهر مىگردد جودت و ردائت آن از حال چيزى كه اخراج مىيابد از فضول آن با بول - و براز ، ادلّ امور است بر حال معده - زيرا كه فعل معده احالهء غذاست به كيلوس و جدا نمودن صافى لطيف از غليظ كثيف ؛ و فرستادن صافى لطيف به كبد و دفع فضول غليظ كثيف به امعاء به خارج - ، لهذا بيان اين سه امور دالّهء قريبهء متماثله به اين‌ها را متّصل بدين ذكر مىنمايد .

--> ( 1 ) . ب : ( و ) حذف شده .